| یک تکه ابر بودیم بر سینه آسمان یک ابر تیره و سرد یک ابر پر ز باران خورشید گرممان کرد باران شدیم، چکیدیم ما قطره قطره بر خاک از آسمان رسیدیم صد جوی کوچک از ما بر خاک شد روانه از دشتها گذشتیم رفتیم شادمانه با هم شدیم یک رود رودی بزرگ و زیبا غرنده و خروشان رفتیم به سوی دریا دریا چه مهربان بود آبی و لبریز از آب رفتیم تا رسیدیم پیروز شد انقلاب |
![]() |
+ نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت 11:1  توسط سرپیکو
|


