تبليغاتX
سرپیکو


كتابخانه بینک (beinecke) دانشگاه ييل (Yale) يكي از غني ترين كتابخانه هاي جهان در زمينه كتابهاي منحصر به فرد تاريخي است ولي شايد يكي از عجيبترين اين كتابها ، كتاب ششصد ساله جالبي است كه به نام كتاب خطي وُينچ معروف است . محتواي متني اين كتاب اسرارآميز تاكنون ناشناخته مانده چون بوسيله الفبا و زبان ناشناخته اي نوشته شده است و عليرغم تمامي تلاشهاي متخصصان رمزنگاري در طول چندين دهه ، حتي يك كلمه از آن نيز كشف رمز نشده است .

 

يكي از صفحات كتاب وينيچ Voynich 

كنجكاوي براي فهم مطالب كتاب ناشي از تصاوير جالب و عجيبي است كه در تمام صفحات كتاب ديده ميشود . به نظر ميرسد كتاب شامل چندين بخش بوده و هر بخش شامل تصاويري از گياهان (كه بعضاً ناشناخته هستند) ، جداول نجومي و گروههاي از زنان برهنه درون وان يا استخرهايي به شكل اندامهاي بدن انسان ، ميباشد .

زنان برهنه در كتاب وينيچ Voynich

كتاب نامش را از ويلفرد .م وينچ (Wilfrid M. Voynich) يك كتابفروش روسي-آمريكايي كه كتاب را در سال 1912 بدست آورد ، گرفته است . كتاب شامل 240 صفحه بوده كه از جنس پوست آهو است و بنظر ميرسد چندين صفحه از آن به مرور زمان گم شده است . زمان و مكان نگارش كتاب همواره مورد بحث بوده است ولي اكثراً بر اين باورند كه كتاب در اروپاي مركزي نزديك به سالهاي 1400 و 1500 ميلادي نگاشته شده است . چندين گونه از گياهان تصوير شده درون كتاب ، از گونه هاي متعلق به آمريكاي شمالي ميباشد ، بنابراين اين احتمال ميرود كه كتاب بعد از سفر كلمبوس به آمريكا در سال 1492 چاپ شده باشد .

تصويري از گياهان در كتاب وينيچ
                                                                   تصويري از گياهان در كتاب وينيچ

تصويري از كتاب وينيچ در مورد مسائل نجومي
                                                                   تصويري از كتاب وينيچ در مورد مسائل نجومي

عليرغم اين واقعيت كه تحليل هاي آماري از متن كتاب مشخص ميكند كه الگوي كاراكترهاي بكار رفته در كتاب بسيار شبيه به زبان طبيعي است ، عده اي هم فكر ميكنند كه اين كتاب يك شوخي استادانه است : مجموعه اي از سمبولهاي اختياري كه قرار گرفتن آنها در كنار هم هيچ معني اي ندارد . ولي چون اين افراد هيچگاه قادر به اثبات نظريه خود نشده اند و بنظر ميرسد تصاوير موجود در كتاب بازگوكننده اطلاعاتي واقعي باشد ، بسياري از متخصصان رمزنگاري حرفه اي و آماتور به تلاششان در جهت كشف رمز اين كتاب تاريخي ادامه داده اند .
براي ديدن مجموعه كامل تصاوير اين كتاب اينجا (كتابخانه بینک دانشگاه ييل)و سپس بر روي جلد كتاب كليك كنيد .

منابع:

http://webtext.library.yale.edu/beinflat/pre1600.ms408.htm
http://beinecke.library.yale.edu/dl_crosscollex/callnumSRCHXC.asp?callnum=MS_408

سرپيكو را به گوگل ريدر اضافه كنيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت 13:50  توسط سرپیکو  | 





بعضي اوقات لزوم اعطاي ساليانه جوايز توسط بنيادها و موسسات و نبودن كانديداهايي كه دستاوردهاي علمي آنان درخور جايزه اعطايي باشد باعث ميشود كه بانيان و كميته هاي مسئول اهداي جوايز ، تصميم گيريهاي مشكلي براي انتخاب شخص واجد شرايط پيش رو داشته باشند .


جايزه نوبل پزشكي و فيزيولوژي
                       جايزه نوبل پزشكي و فيزيولوژي

 جايزه نوبل پزشكي سال 2005 نيز از جمله اين جوايز ميباشد . اين جايزه به دو پزشك استراليايي به نامهاي "بري ج.مارشال" (Barry J. Marshall) و "ج. رابين وارن" (J. Robin Warren) اعطا شد . آنان اين نظريه را مطرح كردند كه زخم معده بر خلاف باور عموم بدليل استرس بوجود نمي آيد بلكه ريشه باكتريايي دارد . براي اثبات اين نظريه آقاي "بري مارشال" مقداري از ميكروارگانيزمهاي مشكوك به ايجاد زخم معده را خورد .

جي رابين وارن - برنده جايزه نوبل پزشكي سال 2005

بري ج. مارشال - برنده جايزه نوبل پزشكي سال 2005

ج. رابين وارن

بري ج.مارشال

اين كار باعث شد كه وي نه تنها به دريافت جايزه نوبل مفتخر شده ، بلكه به زخم معده هم مبتلا شود !

منابع :

http://en.wikipedia.org/wiki/Barry_Marshall
http://nobelprize.org/nobel_prizes/medicine/laureates/2005/

سرپيكو را به گوگل ريدر اضافه كنيد
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مرداد1387ساعت 4:51  توسط سرپیکو  | 





 فيلم هاي عكاسي رنگي در سال 1909 در روسيه وجود نداشت با اين حال در آن سالها عكاسي بنام سرژي(سرگی) ميخائيلوويچ پورکودین گورسکی (Sergei Mikhailovich Prokudin-Gorskii) شروع به عكاسي از سرزمين مادري اش يعني روسيه كرد و حاصل آن ، صدها عكس رنگي با وضوح و روشنايي بالا است كه از وي به جا مانده است . ورقه هاي عكاسي كه وي از آنها استفاده ميكرد سياه و سفيد بود ولي او تكنيك عكاسي مبتكرانه اي را بوجود آورد كه به او اجازه توليد عكسهاي رنگي ميداد . 

عليم خان حاكم بخارا - از عكسهاي سرژي ميخائيلوويچ
                               عليم خان حاكم بخارا - از عكسهاي سرژي ميخائيلوويچ - سال ۱۹۱۱

 كليساي رستاخيز - از عكسهاي سرژي ميخائيلوويچ
                                         كليساي رستاخيز - از عكسهاي سرژي ميخائيلوويچ

تصوير خود عكاس
  تصويري از خود عكاس - سرژي ميخائيلوويچ - سال ۱۹۱۵

 آسياب هاي بادي - از آثار سرژي ميخائيلوويچ - سال ۱۹۱۲
                                           آسياب هاي بادي - از آثار سرژي ميخائيلوويچ - سال ۱۹۱۲

سرژي با دوربين عكاسي جالبي كه خودش ساخته بود ، از هر منظره سه عكس پياپي در مدت زمان بسيار كوتاهي ميگرفت و به هر كدام يك فيلتر رنگي اعمال ميكرد . صفحات عكاسي وي بلند و باريك بود و هر سه عكس گرفته شده بر روي يك صفحه ذخيره ميشد و نتيجه  حاصله يك صفحه عكاسي بود با سه تصوير تك رنگ كه هر كدام از تصاوير يك سري اطلاعات رنگي را فيلتر كرده بود . پس از آن سرژي بوسيله يك پروژكتور بخصوص ، ‌تصاوير را بر روي يك پرده مي انداخت و نتيجه همپوشاني سه تصوير ، يك تصوير تمام رنگي و مطابق با سوژه اوليه بود .
اينجا ميتوانيد اطلاعات جامعتري در مورد نحوه ساخت تصاوير رنگي توسط سرژي ميخائيلوويچ پيدا كنيد .

پروژكتوري كه سرژي ميخائيلوويچ براي نمايش آثارش استفاده ميكرد
پروژكتوري كه سرژي ميخائيلوويچ براي نمايش آثارش استفاده ميكرد

تزار نيكولاس دوم ، امپراطور روسيه بطور كامل از پروژه سرژي ميخائيلوويچ براي مستندسازي امپراطوري روسيه حمايت ميكرد و به دستور وي يك اتومبيل كامل با تمام تجهيزات (شامل يك تاريكخانه) كه بر روي ريل راه آهن حركت ميكرد به سرژي اعطا شد . سرژي از سال 1909 تا 1915 صدها عكس رنگي از تمامي مناطق روسيه گرفت . در آن زمان تكنيك چاپ عكس رنگي هنوز وجود نداشت ولي تكنولوژي مدرن اجازه داد تا تمامي اين تصاوير (تصاوير سه گانه) با هم تركيب و با رنگهاي اصلي خود چاپ شوند .كتابخانه كنگره ايالات متحده تمامي نگاتيوهاي اصلي سرژي را در سال 1948 از ورثه اش خريداري كرد و در نمايشگاه منحصر به فردي در سال 2001 با نام "امپراطوري كه روسيه بود" به معرض نمايش عموم قرار داد . 


زنان در مزرعه چاي - از آثار سرژي ميخائيلوويچ - بين سالهاي ۱۹۰۷تا ۱۹۱۵
                         زنان در مزرعه چاي - از آثار سرژي ميخائيلوويچ - بين سالهاي ۱۹۰۷تا ۱۹۱۵

تقريباً در همان سالها يعني سال 1907 اولين صفحات عكاسي رنگي بوسيله برادران لومير (Lumière brothers) در فرانسه توليد و به جهانيان معرفي شد . صفحاتي كه آنها ساختند به نام Autochrome Lumière معروف بود كه از ذرات بسيار ريز نشاسته سيب زميني كه با رنگهاي نارنجي ، سبز و آبي رنگ آميزي شده بود و در لابه لاي صفحه فيلم و يك عدد صفحه شيشه اي  قرار داشت ، درست شده بود . اين ذرات ريز نشاسته همانند فيلترهاي رنگي عمل ميكردند .

دسته سربازان - از تصاوير گرفته شده توسط سربازان فرانسوي در جنگ جهاني اول
    دسته سربازان - از تصاوير گرفته شده توسط سربازان فرانسوي در جنگ جهاني اول


بيمارستان صحرايي
                           بيمارستان صحرايي - از تصاوير گرفته شده توسط سربازان فرانسوي در جنگ جهاني اول

فيلم هاي Autochrome گرانقيمت ، از لحاظ سرعت كند و كمياب بودند ، بنابراين از سوي عموم مردم زياد مورد استفاده قرار نگرفت  . ولي هنگامي كه جنگ جهاني اول در سال 1914 آغاز شد ارتش فرانسه شروع به عكسبرداري از سربازان و مناظر طبيعي كرد و تعدادي از عكس ها هم بوسيله همين فيلم هاي Autochrome گرفته شد ، در نتيجه تعداد زيادي از عكسهاي زمان جنگ جهاني اول بوسيله سربازان فرانسوي و در ميدان جنگ گرفته شد . فيلم هاي Autochrome سالها بعنوان نخستين ابزار "عكاسي رنگي" مورد استفاده قرار ميگرفت تا اينكه فيلم Kodachrome در سال 1935 معرفي شد و در سالهاي بعد نيز فيلم Agfacolor . بسياري از فيلم هاي مدرن عكاسي نيز هنوز از تكنولوژي Agfacolor استفاده ميكنند .    

 مجموعه تصاوير گرفته شده توسط سربازان فرانسوي در جنگ جهاني اول
مجموعه تصاوير كتابخانه كنگره آمريكا "امپراطوري كه روسيه بود"

 
منابع :

http://www.loc.gov/exhibits/empire/making.html
http://home.bway.net/jscruggs/auto.html
http://en.wikipedia.org/wiki/Prokudin-Gorsky
 

سرپيكو را به گوگل ريدر اضافه كنيد
+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387ساعت 19:23  توسط سرپیکو  | 





در بعضي نواحی سيبري نوعي قارچ با نام (Amanita muscaria) ميرويد كه شيره آن حاوي مواد شيميايي روانگردان است . مصرف اين قارچ حالتي از سرخوشي و توهم را در فرد ايجاد كرده ولي در كنار آن اثرات جانبي ناخوشايندي همچون حالت تهوع ، انقباضهاي عضلاني و افزايش بزاق دهان و عرق بدن نيز اتفاق مي افتد . بسياري از اين اثرات جانبي ناخواسته قارچ ، بواسطه عبور از يك فيلتر بخصوص قابل جلوگيري است ، و آن فيلتر چيزي نيست بجز بدن انسان .

قارچ Amanita muscaria

                                                                قارچ Amanita muscaria

هنگامي كه شخصي قارچ را براي نخستين بار مصرف ميكند عناصر فعال قارچ كه عامل ايجاد سرخوشي است و بوسيله متابوليسم بدن قابل جذب نيست ، بوسيله ادرار دفع ميشود ولي مواد شيميايي كه عامل ايجاد اثرات جانبي ناخواسته هستند بوسيله كليه ها فيلتر ميشوند . بنابراين ادرار بدست آمده پس از مصرف قارچ ، حاوي ماده روانگردان است بدون اثرات جانبي ناخوشايند .
افراد قبيله كورياك (Koryak) واقع در سيبري كه از اين قارچ مصرف ميكنند  ، همواره مقداري از ادرارشان را درون ظرفي باخود حمل كرده و بعنوان نوشيدني روانگردان مصرف ميكنند . گفته ميشود كه قدرت مخدر قارچ پس از هفت بار نوشيدن و پس دادن ادرار نيز كاهش نمي يابد .

افراد قبيله كورياك (Koryak)
                                         افراد قبيله كورياك (Koryak)

ولي لذت بردن از مواد روانگردان تنها دليل براي نوشيدن ادرار نيست . بسياري از افراد اعتقاد دارند كه نوشيدن ادرار باعث بهبود سلامتي شده و بعضي ديگر هم از سر ناچاري و براي رفع تشنگي در مواقعي كه دسترسي به آب مقدور نيست ، براي نجات جانشان از آن استفاده ميكنند .
باور عموم مردم اين است كه ادرار ، مايعي است آلوده به ميكروب . ولي اين باور در تضاد با واقعيت است . در حقيقت ادرار يك فرد سالم مايعي است استريل . مشخص نيست در سراسر دنيا چه تعداد از مردم ، از ادرارشان مي آشامند ولي مشخص شده  بسياري از مردم هند و چين بر اين باورند كه نوشيدن ادرار باعث بهبود سلامتي شان ميشود .

ادرار درماني

در ماه ژوئن سال 2001 گزارشي در مورد وضعيت غذايي مردم چين مشخص كرد كه حدود 3 ميليون چيني به منظور درمان از ادرار خودشان مينوشند . اين مردم به قدرت شفادهندگي ادرار اعتقاد دارند و استفاده از آن را "ادرار درماني" مينامند .
البته بجز داستانهاي نقل شده در طول تاريخ "ادرار درماني" پشتوانه علمي محكمي ندارد . درمان بيماريهايي همچون قاعدگي نامنظم ، دردهاي شكمي ، حساسيت هاي غذايي ، خستگي مفرط ،‌ بيماري هاي مزمن ، ريزش مو ، مشكلات وزن ، كمبود انرژي ، يرقان ، كمبود ويتامين ‍C و نقرس از جمله خواص شفابخش ادرار عنوان شده اند . تعجبي ندارد كه خواص درماني ادرار همواره باعث بحث و جدلهاي بسياري بوده ولي هيچ تحقيق علمي رسمي در اين باره انجام نگرفته است .


ادرار درماني


اينكه ادرار حاوي بسياري از ويتامينها ، هورمونها و مواد مغذي لازم براي بدن است كاملاً صحيح بوده و اين به دليل اين است كه كليه ها ، تنها موادي را كه در همان لحظه بدن به آنها احتياج دارد جذب ميكند و بقيه راهي مثانه ميشوند . ولي در كنار آن ادرار همچنين حاوي مواد سمي همچون آمونياك و فرمالدئيد و پسمانده هاي ناشي از سوخت و ساز بدن نيز ميباشد . ادرار همچنين حاوي مقادير كمي آرسنيك بوده كه سمي بسيار مهلك است .

داستانهاي بسياري در مورد افرادي كه براي نجات جانشان و جلوگيري از تبخير آب بدن در بيابان يا كشتي اقدام به نوشيدن ادرار كرده اند وجود دارد . ولي مسئله اين است كه ادرار حاوي مقادير زيادي نمك بوده كه خود اين نمك عاملي است كه تبخير آب بدن را تسريع ميكند ، دقيقاً همانند نوشيدن از آب دريا . و در نهايت موجب از كار افتادن كليه ها ميشود .

جيش

همچنين نوشيدن ادرار براي بعضي از مردم نوعي فانتزي سك.سي (فت.يش) محسوب ميشود .  ولي به نظر ميرسد مصرف ادرار در مواردي ميتواند نجات دهنده جان شما باشد : ارتش آمريكا روشي را ابداع كرده است كه به سربازان شركت كننده در عمليات ها و شرايط سخت اجازه ميدهد غذاهاي خشك شده را با استفاده از ادرار و يا آب آلوده دوباره آبدار كرده و مصرف كنند . اين غذاهاي خشك در كيسه هايي نگهداري ميشوند كه پس از اضافه شدن آب آلوده و يا ادرار ميتواند تا 99.9% از آلودگي آن را برطرف كند . اينجا ميتوانيد گزارش B.B.C در اين مورد را بخوانيد .

همچنين اينجا ميتوانيد در مورد فردي بخوانيد كه دستگاه تصفيه ادرار قابل حمل ساخته و از ادرار خودش مينوشد . 

 

منابع :

 

http://biomedx.com/urine/

http://iamshaman.com/amanita/wapaq.htm

http://news.bbc.co.uk/1/hi/world/americas/3915659.stm

 http://asap.ap.org/stories/240474.s

سرپيكو را به گوگل ريدر اضافه كنيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 مرداد1387ساعت 14:13  توسط سرپیکو  | 





دختران راديوم (Radium Girls) نامي است اطلاق شده به زناني كه در كارخانه راديوم ايالات متحده واقع در شهر اورنج (orange) ايالت نيوجرسي (New Jersey) نزديك به سالهاي 1917 كار ميكردند و مورد تشعشات راديواكتيو قرار گرفتند .

زنان مشغول بكار در كارخانه راديوم
                               زنان مشغول بكار در كارخانه راديوم

 

بين سالهاي 1917 و 1926 شركت راديوم ايالات متحده مسئول استخراج و پالايش راديوم از carnotite جهت استفاده در رنگهاي شبنما (شبرنگ) شد . اين رنگ كه با نام تجاري Undark توليد ميشد در ساخت ساعتهاي شبرنگ جهت استفاده سربازان ارتش ايالات متحده بكار ميرفت . كارخانه اين شركت واقع در نيوجرسي بيش از يكصد نفر را كه بيشتر آنها زن بودند ، جهت رنگ آميزي ساعتها و ساير ادوات نظامي استخدام كرد . در حالي اين كارگران در تماس نزديك با راديوم بودند ، كه شيميدانان و مسئولان كارخانه كه از خطرات راديوم آگاه بودند ، خود از صفحات سربي ، انبرك و ماسك در برابر تشعشع استفاده ميكردند . نزديك به 4000 كارگر در آمريكا و كانادا بوسيله شركت راديوم ، جهت رنگ آميزي ساعت ها استخدام شدند .

 

ساعت شبنما

                                    ساعت شبنما

 

كارگرانِ دختر كارخانه براي سرگرم شدن و گاهاً سورپرايز كردن دوست پسرهايشان(زماني كه برق نبود)  صورت ، ناخن و دندانهايشان را با اين رنگ مرگبار نقاشي ميكردند .

كارگران چسب ، آب و پودر راديوم را با هم مخلوط كرده و بوسيله قلم موهاي ساخته شده از موي شتر ساعتها را رنگ آميزي ميكردند . قلم موها بعد از مدتي شكل خود را از دست ميداد و سركارگرها ، كارگران را تشويق ميكردند كه قلم موها را بوسيله لب و دهانشان مجدداً شكل بدهند .

بسياري از اين زنان بعدها مبتلا به سرطان خون ، شكستگي استخوان و از بين رفتن بافتهاي آرواره شدند . دستگاههاي x-ray اوليه نيز خود باعث گسترش بيماريِ تعدادي از اين افراد كه جهت مداواي خود اقدام كرده بودند ، ميشد . شركت راديوم و ساير كارخانه هاي ساعت سازي ادعاي "در معرض تشعشع قرار گرفتن" كارگران بيمار را نپذيرفتند . براي مدتي چند ، پزشكان ، ‌دندانپزشكان و محققان از انتشار اطلاعاتشان در مورد اين بيماران منع شدند . شركت براي بدنام كردن اين زنان و جلوگيري از شكايتهاي بيشتر علت بيماري اين زنان را "سيفليس" عنوان ميكرد .

 

تبليغ رنگ undark
                              تبليغ رنگ undark

 

سرانجام يكي از كارگران كارخانه بنام گريس فراير (Grace Fryer) تصميم به شكايت از شركت راديوم و كارخانه مربوطه گرفت ولي دو سال طول كشيد تا بتواند وكيلي كه او را در اين پرونده همراهي كند بيابد . در نهايت پنج نفر از كارگران به اين پرونده شكايت پيوستند . مطرح شدن اين پرونده به همراه پشتيباني رسانه ها و مطبوعات منجر به ايجاد يك سابقه قضايي شد كه نهايتاً منجر به تصويب "قانون ايمني كارگران" شد و دادگاه در مورد اين پرونده ، شركت راديوم را محكوم به پرداخت ده هزار دلار به هر يك از پنج كارگر زن اين پرونده كرد .

 

منبع :

 

http://en.wikipedia.org/wiki/Radium_Girls

 

سرپيكو را به گوگل ريدر اضافه كنيد
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مرداد1387ساعت 15:20  توسط سرپیکو  | 





كمي قبل از اينكه ايالات متحده ، شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي را با بمب هاي اتمي بمباران كند ، حدود 5 ميليون برگه را بر فراز  اين دو شهر و 33 هدف بالقوه ديگر ژاپن پخش كرد كه در آن نسبت به بمباران قريب الوقوع اين شهرها و مناطق به مردم هشدار داده بود .

 

برگه هاي هشداردهنده در مورد بمباران اتمي ژاپن 

                                                 برگه های هشداردهنده در مورد بمباران اتمی ژاپن

 

در پشت اين برگه ها به زبان ژاپني نوشته شده بود :

 

"اين نوشته را با دقت بخوانيد ، چون ميتواند جان شما ، بستگان يا يكي از دوستانتان را نجات دهد . در چند روز آينده ، بعضي يا تمام شهرهاي نامبرده شده در پشت اين برگه بوسيله بمبهاي آمريكائي نابود خواهند شد . اين شهرها داراي تاسيسات ، كارخانه ها و تعميرگاههاي نظامي بوده و محصولات نظامي توليد ميكنند . ما مصمم هستيم تا تجهيزات نظامي تمامي گروههاي درگير در جنگ ، كه باعث طولاني تر شدن اين جنگ بي فايده ميشوند را نابود كنيم . ولي متاسفانه بمب ها چشم ندارند . اما بنا به سياستهاي بشردوستانه ايالات متحده ، نيروي هوايي آمريكا كه مايل نيست هيچ يك از مردم بيگناه كشته يا مجروح شوند ، اين اخطار به شما داده میشود تا نسبت به تخليه شهرهاي فوق الذكر اقدام كرده و جان خود را نجات دهيد . آمريكا با مردم ژاپن سر جنگ ندارد بلكه با آن دسته از افرادي كه مردم ژاپن را اسير و برده خودكرده اند ، ميجنگد . صلحي كه آمريكا براي شما به ارمغان خواهد آورد ، مردم ژاپن را از ظلم و ستم گروههاي نظامي آزاد كرده و كشوري بهتر براي زندگي را به شما نويد ميدهد . رهبران جديد ژاپن ميتوانند صلح را براي شما به ارمغان بياورند . ما به شما قول نمي دهيم كه تنها شهرهاي ذكر شده بمباران شوند ، ولي يكي و يا همه اين شهرها ممكن است مورد بمباران قرار گيرند . بنابراين هشدار ما را جدي گرفته و سريعاً اين شهرها را تخليه كنيد ."

 

بمباران اتمي هيروشيما

                           بمباران اتمي هيروشيما

 

ايستگاه راديويي آمريكايي واقع در سايپن (Saipan) ، پيامي مشابه را هر 15 دقيقه براي مردم ژاپن ارسال ميكرد . پنج روز پس از پخش اين آگهي ها ، آمريكا بوسيله بمب اتمي موسوم به "پسر كوچك"    (Little Boy) هيروشيما را بمباران كرد . پس از بمباران هيروشيما ، نيروي هوايي ايالات متحده ، آگهي هاي بيشتري را در آسمان شهرهاي مختلف ژاپن پخش كرد :

 

"آمريكا از شما ميخواهد كه به اين هشدار فوراً توجه كنيد . ما قويترين سلاحي را كه بشر تا به امروز ساخته است در اختيار داريم . تنها يكعدد از بمبهاي اتمي جديد ما ، از لحاظ قدرت تخريب برابر است با مقدار بمب هايي كه 2000 هواپيمايي  B-29s قادر به حمل و فرو ريختن آن بر روي يك هدف واحد هستند . به اين حقيقت ترسناك بيانديشيد و ما رسماً صحت اين ادعا را تائيد ميكنيم . ما به تازگي استفاده از اين سلاح را عليه كشور شما آغاز كرده ايم .  اگر هنوز هم نسبت به ادعاي ما شك داريد ، تحقيق كنيد چه اتفاقي براي مردم شهر هيروشيما افتاد ....(bla bla bla) "

 

بمباران اتمي ناكازاكي

                        بمباران اتمي ناگازاكي

 

سه روز بعد از اين هشدار ، بمب اتمي موسوم به "مرد چاق" (Fat Man) روي ناگازاكي فرود آمد .

 

                                           بمب اتمي "fat man" كه روي ناگازاكي انداخته شد

                                 بمب اتمي "Fat Man" که بر روی ناگازاکی فرود آمد

 

 

بناي يادبود قربانيان بمباران اتمي ناگازاكي

                                                         بناي يادبود قربانيان بمباران اتمي ناگازاكي

 

پخش اين اعلاميه ها به همراه پخش راديويي پيام ، باعث شد اين بحث كه آمريكا براي جان مردم ژاپن اهميتي قائل نيست پايان يابد . ولي بحث لزوم استفاده آمريكا از اين بمب ها براي پايان دادن به جنگ جهاني دوم هيچگاه نتيجه نداد . جالب است بدانيد يكي از هدفهايي كه در ابتدا براي بمباران اتمي ژاپن درنظر گرفته شده بود ، قصر سلطنتي ژاپن بود ، ولي بخاطر اهميت فرهنگي آن ، از ليست خط زده شد .

 


پسنوشت :

مطلب فوق ، به هيچ وجه در تاييد اين عمل جنايتكارانه نبوده و صرفاً بازگويي يك واقعيت تاريخي است .

  


منابع :

 

https://www.cia.gov/library/center-for-the-study-of-intelligence/kent-csi/docs/v46i3a07p.htm

http://en.wikipedia.org/wiki/Atomic_bombings_of_Hiroshima_and_Nagasaki

http://commons.wikimedia.org/wiki/Image:Firebombing_leaflet.jpg


 

سرپيكو را به گوگل ريدر اضافه كنيد
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 17:47  توسط سرپیکو  | 





جيسون سَلِيوُِن (Jason Salavon) از هنرمندان معاصر با استفاده از تكنيكي بنام ميانگين گيري ديجيتال(Digital Averaging) تصاوير جالبي ايجاد ميكند . شايد يكي از جالبترين كارهاي اين هنرمند اثري است بنام "تمام مدلهاي ميان فريم پلي.بلوي ۱۹۸۸-۱۹۹۷" .

وي در مورد اين تصوير ميگويد :

" اين تصوير نتيجه ميانگين گيري ديجيتال از تمامی تصاویر روی جلد مدلهاي مجله پلي.بوي از ژانويه 1988 تا دسامبر سال 1997 است كه در آنها مدلها در وسط فريم عكس قرار گرفته اند . در ساخت اين تصوير از هيچگونه افكت ديجيتالي يا غيره استفاده نشده و تنها با استفاده از تكنيك معدل گيري رياضي نقطه به نقطه (پيكسل به پيكسل) از تمامي عكسهای مذکور بوجود آمده است ."

 

ميانگين گيري ديجيتال - همه مدلهاي پلي.بوي


 

سرپيكو را به گوگل ريدر اضافه كنيد
+ نوشته شده در  جمعه 18 مرداد1387ساعت 23:1  توسط سرپیکو  | 





ديويد ويلي (David Willey) از اساتيد دانشگاه پيتسبورگ (Pittsburgh) در مقاله اي كه براي كلاس فيزيك خود نوشته به شرح فيزيك بكار رفته در نمايشهاي جالبي همچون : راه رفتن روي يك تخت پر از خرده شيشه ،‌ شكستن بلوك سيماني ، فرو كردن انگشتان در سرب داغ مذاب و برداشتن يك تكه سراميك گداخته (از نوع بكار رفته در شاتلهاي فضايي) با دست ، پرداخته است .

 

فرو كردن انگشتان دست درون سرب مذاب
                 فرو كردن انگشتان دست درون سرب مذاب

 

قسمتهايي از مقاله وي :

"قبل از فرو كردن انگشتان در سرب مذاب ، شخص بايد انگشتان خود را درون ظرف آب فرو كرده ، سپس قطرات آب را از روي دست خود را تكانده و انگشتان را به سرعت درون ظرف سرب مذاب فرو کرده و بیرون بیاورد . نكته ماجرا اينجاست كه حرارت سرب داغ ، صرف خشك كردن رطوبت انگشتان مرطوب شده و لايه اي از  بخار ايجاد ميشود كه مانع انتقال حرارت به انگشتان دست شد و از آن محافظت ميكند . "


راه رفتن بر روي زغال هاي گداخته يا راه رفتن بر روي آتش با پای برهنه نيز از چنين مكانيسمي تبعيت ميكند . شخص قبل از قدم گذاشتن بر روي زغالها پاهاي خود را خيس كرده و سپس شروع به راه رفتن ميكند . البته اين مراسم معمولاً در مكانهايي كه چمن وجود دارد برگزار ميشود ، بنابراين بعلت وجود چمن و طبيعتاً مقداري رطوبت ، شخص ديگر لازم نيست پاهاي خود را خيس كند و همان رطوبت جذب شده از چمن ها بعلاوه عرق پاي فرد ، رطوبت كافي را براي اين عمليات مهيا ميسازد .

 

 راه رفتن بر روي آتش
                                                  راه رفتن بر روي آتش

 

علاوه براين عواملي ديگري هم در جلوگيري از سوختن پاي فرد موثر است از جمله :

  • آب ظرفيت گرمايي ويژه بسيار زيادي (4.18 kJ/K kg) دارد و در مقابل زغال بسيار كم . بنابراين حرارت پا تمايل كمتري به تغيير نسبت به زغال دارد .
  • آب همچنين رسانايي گرمايي بسيار زيادي دارد و در كنار آن خوني كه در پاها جريان دارد ، گرما را در سطح بدن پخش ميكند .
  • زغال معمولاً با خاكستر پوشيده ميشود و خاكستر هم رساناي گرمايي خوبي نيست .
  • زغال معمولاً سطح ناصافي داشته ، بنابراين سطح كمي از پاها با زغال تماس پيدا ميكند .

 

لينك زير –مقاله آقاي ديويد ويلي- شما را با بقيه ترفندهاي فيزيكي بكار رفته در اين نمايش ها آشنا ميكند :

http://www.csicop.org/si/9911/willey.html

سرپيكو را به گوگل ريدر اضافه كنيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 مرداد1387ساعت 19:18  توسط سرپیکو  | 





بخاطر عقايد و طرز تفكر رهبران كره شمالي، كيم جونگ ايل (Kim Jong-il) و پدرش كيم ايل سونگ (Kim Il-sung) كره به كشوري به شدت انزواطلب ، ناسيوناليست و توتاليتر تبديل شده است . عليرغم اينكه اين كشور يكي از فقيرترين كشورهاي جهان بشمار ميرود ، ولي رهبران كمونيست آن از هر راهي به دنبال كسب افتخار و خودنمايي در برابر چشمان جهانيان هستند .

 

بناي يادبود
                                                              بناي يادبود

 

جمهوري دموكراتيك خلق كره همچنين يكي از مرموزترين و پنهانكارترين كشورهاي جهان بشمار ميرود ، بطوري كه تماس با يك فرد خارجي ميتواند به قيمت زندان و يا حتي بدتر ، براي يك شهروند كره اي تمام شود . ولي تنها يك حقيقت شرم آور براي دولت كره شمالي غيرقابل مخفي كردن است و آن چيزي نيست جز : "هتل ريوگيونگ" (Ryugyong Hotel) واقع در محله پوتونگ شهر پيونگ يانگ . اين هتل غيرقابل پنهان كردن است چون بناي عظيمي است با 105 طبقه كه بر كل شهر احاطه دارد ، مايه آبروريزي است چون يك شكست تمام عيار مهندسي ، خالي از سكنه ، مخروبه و همچون تمسخري است براي تمام شهروندان مغرور كره اي .

نمايي از هتل ريوگيونگ
                                             نمايي از هتل ريوگيونگ

داستان اين هتل به سال 1987 برميگردد ، وقتي كه دولت كره شمالي ساخت اين بنا را با هزينه تخميني 750 ميليون دلار ، يعني 2% كل توليد ناخالص ملي اين كشور آغاز كرد ( در مقايسه با 2% توليد ناخالص ملي آمريكا كه 220 ميليارد دلار است) .ساخت اين هتل جوابي بود به ساخت آسمانخراشهاي ديگر آسيا بالاخص ، آسمانخراش هتل استمفورد كه توسط كره جنوبي در سنگاپور ساخته ميشد . كره اي ها انتظار داشتند ساخت اين آسمانخراش-هتل ، به عنوان اولين قدم پاي سرمايه گذاران غربي را به كشورشان باز كند . دولت كره شمالي آنقدر به اين پروژه افتخار ميكرد كه حتي قبل از اينكه پروژه آغاز شود ، آن را به تمام نقشه هاي رسمي شهر افزود و قبل از اينكه پروژه به نيمه برسد تمبرهاي پستي آن را منتشر كرد .

هتل هرمي شكل ريوگيونگ 330 متر ارتفاع داشت و قرار بود 3000 اتاق و 7 رستوران چرخان داشته باشد و در كل 360 هزار متر مربع مساحت داشت . در صورت اتمام بلندترين هتل جهان و هفتمين ساختمان بلند جهان لقب ميگرفت ، همچنين اولين ساختمان با بيش از 100 طبقه خارج از آمريكا .

از هر گوشه شهر ساختمان هتل ديده ميشود
                         از هر گوشه شهر ساختمان هتل ديده ميشود

در برنامه زمانبندي قرار بود هتل براي فستيوال جوانان و دانش آموزان ، در ماه ژوئن 1989 افتتاح شود ولي مشكلاتي در ارتباط با نقشه ها و مصالح ساختماني آن را به تاخير انداخت و در سال 1992 هم كاملاً متوقف شد . بدنه ساختمان تكميل شده ولي براي سكونت امن تشخيص داده نشده است . هيچ پنجره ، لوله كشي و اتصالاتي در آن بكار نرفته . در ساخت پي ساختمان از بتن بسيار نامرغوبي استفاده شده است كه باعث شده تنها با بازسازي و تعمير مجدد ساختمان بتواند احيا شود . به گزارش شبكه ABC در مقاطعي ، قسمتهايي از اين بنا شروع به ريزش كرده بود .

دولت كره شمالي هنوز به دنبال جذب سرمايه گذاران خارجي است تا با صرف هزينه اي نزديك به 300 ميليون دلار بتواند بناي هتل را به پايان برساند . ولي با سياستهاي سختگيرانه كره شمالي در ارتباط با توريسم و اجازه ورود سالانه تنها 130 هزار نفر توريست كه تقريباً هيچكدام هم به پيونگ يانگ نمي آيند ، اين امر بسيار مشكل بنظر ميرسد .

سرپيكو را به گوگل ريدر اضافه كنيد
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 18:2  توسط سرپیکو  | 





در جريان جنگ جهاني دوم ، ارتش شوروي براي مقابله با تانكهاي آلمان نازي دست به ابتكار جالبی زد . آنها با  استفاده از سگهايي كه مدت زيادي گرسنگي كشيده بودند و به آنها مواد منفجره وصل شده بود ، تانكهاي آلمانها را منفجر ميكردند . به اين سگها ، كه به سگهاي ضدتانك (
Anti-tank dog) يا مينهاي سگي (dog mines) معروف بودند آموزش داده شده بود كه در زير تانكها و وسايل نقليه نظامي دشمن به دنبال غذا بگردند . به محض آزاد كردن ، سگها براي يافتن غذا به طرف تانك ميدويدند و هنگامي كه به زير تانك (جايي كه تانك بدنه ضعيفتري داشت) ميرسيدند ، منفجر ميشدند .


سگهاي ضدتانك (Anti-tank dog) 


البته در عمل مشكلاتي وجود داشت ، يكي از مشكلات اين بود كه سگها با تانكهاي روسي آموزش ديده بودند و گاهي در ميدان جنگ به اشتباه به زير تانكهاي خودي ميرفتند . مشكل ديگر اين بود كه سگها بعضي از مواقع از غرش تانكهاي آلمانها ميترسيدند و از ميدان ميگريختند .

ولي با تمام اين مشكلات سگهاي ضدتانك در جريان جنگ جهاني دوم موفق بودند و در مجموع توانستند 300 عدد از تانكهاي آلمان نازي را از كار بيندازند . بعد از اين جريان به سربازان آلماني دستور داده شد به هر سگي كه در ميدان جنگ ديدند تيراندازي كنند و همچنين تانكها را مجهز به شعله افكن جهت ترساندن و فراري دادن سگها كردند ، ولي با اين وجود بعضي از سگها نه از شعله آتش ميترسيدند و نه از سوختن در آتش .

سرپيكو را به گوگل ريدر اضافه كنيد
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 0:18  توسط سرپیکو  |